ترجمه فارسی قرآن/الحاقة

از ویکی‎نسک، کتاب‌خانه آزاد.
پرش به: ناوبری, جستجو

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

(روز رستاخیز) روزى است که مسلما واقع مى‏شود! (1)

چه روز واقع شدنى! (2)

و تو چه مى‏دانى آن روز واقع شدنى چیست؟! (3)

قوم «ثمود» و «عاد» عذاب کوبنده الهى را انکار کردند (و نتیجه شومش را دیدند)! (4)

اما قوم «ثمود» با عذابى سرکش هلاک شدند! (5)

و اما قوم «عاد» با تندبادى طغیانگر و سرد و پرصدا به هلاکت رسیدند، (6)

(خداوند) این تندباد بنیان‏کن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلط ساخت، (و اگر آنجا بودى) مى‏دیدى که آن قوم همچون تنه‏هاى پوسیده و تو خالى درختان نخل در میان این تند باد روى زمین افتاده و هلاک شده‏اند! (7)

آیا کسى از آنها را باقى مى‏بینى؟! (8)

و فرعون و کسانى که پیش از او بودند و همچنین اهل شهرهاى زیر و رو شده (قوم لوط) مرتکب گناهان بزرگ شدند، (9)

و با فرستاده پروردگارشان مخالفت کردند; و خداوند (نیز) آنها را به عذاب شدیدى گرفتار ساخت! (10)

و هنگامى که آب طغیان کرد، ما شما را سوار بر کشتى کردیم، (11)

تا آن را وسیله تذکرى براى شما قرار دهیم و گوشهاى شنوا آن را دریابد و بفهمد. (12)

به محض اینکه یک بار در «صور» دمیده شود، (13)

و زمین و کوه‏ها از جا برداشته شوند و یکباره در هم کوبیده و متلاشى گردند، (14)

در آن روز «واقعه عظیم‏» روى مى‏دهد، (15)

و آسمان از هم مى‏شکافد و سست مى‏گردد و فرومى‏ریزد! (16)

فرشتگان در اطراف آسمان قرارمى‏گیرند (و براى انجام ماموریتها آماده مى‏شوند); و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل مى‏کنند! (17)

در آن روز همگى به پیشگاه خدا عرضه مى‏شوید و چیزى از کارهاى شما پنهان نمى‏ماند! (18)

پس کسى که نامه اعمالش را به دست راستش دهند (از شدت شادى و مباهات) فریاد مى‏زند که: «(اى اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگیرید و بخوانید! (19)

من یقین داشتم که (قیامتى در کار است و) به حساب اعمالم مى‏رسم!» (20)

او در یک زندگى (کاملا) رضایتبخش قرار خواهد داشت، (21)

در بهشتى عالى، (22)

که میوه هایش در دسترس است! (23)

(و به آنان گفته مى‏شود:) بخورید و بیاشامید گوارا در برابر اعمالى که در ایام گذشته انجام دادید! (24)

اما کسى که نامه اعمالش را به دست چپش بدهند مى‏گوید: «اى کاش هرگز نامه اعمالم را به من نمى‏دادند. (25)

و نمى‏دانستم حساب من چیست! (26)

اى کاش مرگم فرا مى‏رسید! (27)

مال و ثروتم هرگز مرا بى‏نیاز نکرد، (28)

قدرت من نیز از دست رفت!» (29)

او را بگیرید و دربند و زنجیرش کنید! (30)

سپس او را در دوزخ بیفکنید! (31)

بعد او را به زنجیرى که هفتاد ذراع است ببندید; (32)

چرا که او هرگز به خداوند بزرگ ایمان نمى‏آورد، (33)

و هرگز مردم را بر اطعام مستمندان تشویق نمى‏نمود; (34)

از این رو امروز هم در اینجا یار مهربانى ندارد، (35)

و نه طعامى، جز از چرک و خون! (36)

غذایى که جز خطاکاران آن را نمى‏خورند! (37)

سوگند به آنچه مى‏بینید، (38)

و آنچه نمى‏بینید، (39)

که این قرآن گفتار رسول بزرگوارى است، (40)

و گفته شاعرى نیست، اما کمتر ایمان مى‏آورید! (41)

و نه گفته کاهنى، هر چند کمتر متذکر مى‏شوید! (42)

کلامى است که از سوى پروردگار عالمیان نازل شده است! (43)

اگر او سخنى دروغ بر ما مى‏بست، (44)

ما او را با قدرت مى‏گرفتیم، (45)

سپس رگ قلبش را قطع مى‏کردیم، (46)

و هیچ کس از شما نمى‏توانست از (مجازات) او مانع شود! (47)

و آن مسلما تذکرى براى پرهیزگاران است! (48)

و ما مى‏دانیم که بعضى از شما (آن را) تکذیب مى‏کنید! (49)

و آن مایه حسرت کافران است! (50)

و آن یقین خالص است! (51)

حال که چنین است به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى! (52)

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
ناوبری
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار