ترجمه فارسی قرآن/الزخرف

از ویکی‎نسک، کتاب‌خانه آزاد.
پرش به: ناوبری, جستجو

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

حم. (1)

سوگند به کتاب مبین (و روشنگر)، (2)

که ما آن را قرآنى فصیح و عربى قرار دادیم، شاید شما (آن را) درک کنید! (3)

و آن در «ام‏الکتاب‏» ( لوح محفوظ) نزد ما بلندپایه و استوار است! (4)

آیا این ذکر ( قرآن) را از شما بازگیریم بخاطر اینکه قومى اسرافکارید؟! (5)

چه بسیار پیامبرانى که (براى هدایت) در میان اقوام پیشین فرستادیم; (6)

ولى هیچ پیامبرى به سوى آنها نمى‏آمد مگر اینکه او را استهزا مى‏کردند. (7)

ولى ما کسانى را که نیرومندتر از آنها بودند هلاک کردیم، و داستان پیشینیان گذشت. (8)

هر گاه از آنان بپرسى: «چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است؟» مسلما مى‏گویند: «خداوند قادر و دانا آنها را آفریده است‏»! (9)

همان کسى که زمین را محل آرامش شما قرار داد، و براى شما در آن راه‏هایى آفرید باشد، که هدایت شوید (و به مقصد برسید)! (10)

همان کسى که از آسمان آبى فرستاد بمقدار معین، و بوسیله آن سرزمین مرده را حیات بخشیدیم; همین گونه (در قیامت از قبرها) شما را خارج مى‏سازند! (11)

و همان کسى که همه زوجها را آفرید، وبراى شما از کشتیها و چهارپایان مرکبهایى قرارداد که بر آن سوار مى‏شوید، (12)

تا بر پشت آنها بخوبى قرار گیرید; سپس هنگامى که بر آنها سوار شدید، نعمت پروردگارتان را متذکر شوید و بگویید: «پاک و منزه است کسى که این را مسخر ما ساخت، وگرنه ما توانایى تسخیر آن را نداشتیم; (13)

و ما به سوى پروردگارمان بازمى‏گردیم!» (14)

آنها براى خداوند از میان بندگانش جزئى قرار دادند (و ملائکه را دختران خدا خواندند); انسان کفران‏کننده آشکارى است! (15)

آیا از میان مخلوقاتش دختران را براى خود انتخاب کرده و پسران را براى شما برگزیده است؟! (16)

در حالى که هرگاه یکى از آنها را به همان چیزى که براى خداوند رحمان شبیه قرار داده ( به تولد دختر) بشارت دهند، صورتش (از فرط ناراحتى) سیاه مى‏شود و خشمگین مى‏گردد! (17)

آیا کسى را که در لابلاى زینتها پرورش مى‏یابد و به هنگام جدال قادر به تبیین مقصود خود نیست (فرزند خدا مى‏خوانید)؟! (18)

آنها فرشتگان را که بندگان خداوند رحمانند مؤنث پنداشتند; آیا شاهد آفرینش آنها بوده اند؟ ! گواهى آنان نوشته مى‏شود و (از آن) بازخواست خواهند شد! (19)

آنان گفتند: «اگر خداوند رحمان مى‏خواست ما آنها را پرستش نمى‏کردیم!» ولى به این امر هیچ گونه علم و یقین ندارند و جز دروغ چیزى نمى‏گویند! (20)

یا اینکه ما کتابى پیش از این به آنان داده‏ایم و آنها به آن تمسک مى‏جویند؟! (21)

بلکه آنها مى‏گویند: «ما نیاکان خود را بر آئینى یافتیم، و ما نیز به پیروى آنان هدایت یافته‏ایم.; س‏ذللّه (22)

و این‏گونه در هیچ شهر و دیارى پیش از تو پیامبر انذارکننده‏اى نفرستادیم مگر اینکه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: «ما پدران خود را بر آئینى یافتیم و به آثار آنان اقتدا مى‏کنیم.» (23)

(پیامبرشان) گفت: «آیا اگر من آیینى هدایت‏بخش‏تر از آنچه پدرانتان را بر آن یافتید آورده باشم (باز هم انکار مى‏کنید)؟!» گفتند: «(آرى،) ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‏اید کافریم! س‏ذللّه (24)

به همین جهت از آنها انتقام گرفتیم; بنگر پایان کار تکذیب‏کنندگان چگونه بود! (25)

و به خاطر بیاور هنگامى را که ابراهیم به پدرش ( عمویش آزر) و قومش گفت: «من از آنچه شما مى‏پرستید بیزارم. (26)

مگر آن کسى که مرا آفریده، که او هدایتم خواهد کرد!» (27)

او کلمه توحید را کلمه پاینده‏اى در نسلهاى بعد از خود قرار داد، شاید به سوى خدا باز گردند! (28)

ولى من این گروه و پدرانشان را از مواهب دنیا بهره‏مند ساختم تا حق و فرستاده آشکار (الهى) به سراغشان آمد; (29)

هنگامى که حق به سراغشان آمد; گفتند: «این سحر است، و ما نسبت به آن کافریم‏»! (30)

و گفتند: «چرا این قرآن بر مرد بزرگ (و ثروتمندى) از این دو شهر (مکه و طائف) ناز ل نشده است؟!» (31)

آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم مى‏کنند؟! ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضى را بر بعضى برترى دادیم تا یکدیگر را مسخر کرده (و با هم تعاون نمایند); و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‏آورى مى‏کنند بهتر است! (32)

اگر (تمکن کفار از مواهب مادى) سبب نمى‏شد که همه مردم امت واحد (گمراهى) شوند، ما براى کسانى که به (خداوند) رحمان کافر مى‏شدند خانه‏هایى قرار مى‏دادیم با سقفهایى از نقره و نردبانهایى که از آن بالا روند، (33)

و براى خانه‏هایشان درها و تختهایى (زیبا و نقره‏اى) قرار مى‏دادیم که بر آن تکیه کنند; (34)

و انواع زیورها; ولى تمام اینها بهره زندگى دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است! (35)

و هر کس از یاد خدا روى‏گردان شود شیطان را به سراغ او میفرستیم پس همواره قرین اوست! (36)

و آنها ( شیاطین) این گروه را از راه خدا بازمى‏دارند، در حالى که گمان مى‏کنند هدایت‏یافتگان حقیقى آنها هستند! (37)

تا زمانى که (در قیامت) نزد ما حاضر شود مى‏گوید: اى کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود; چه بد همنشینى بودى! (38)

(ولى به آنها مى‏گوییم:) هرگز این گفتگوها امروز به حال شما سودى ندارد، چرا که ظلم کردید; و همه در عذاب مشترکید! (39)

(اى پیامبر!) آیا تو مى‏توانى سخن خود را به گوش کران برسانى، یا کوران و کسانى را که در گمراهى آشکارى هستند هدایت کنى؟! (40)

و هرگاه تو را از میان آنها ببریم، حتما از آنان انتقام خواهیم گرفت; (41)

یا اگر (زنده بمانى و) و آنچه را (از عذاب) به آنان وعده داده‏ایم به تو نشان دهیم، باز ما بر آنها مسلطیم! (42)

آنچه را بر تو وحى شده محکم بگیر که تو بر صراط مستقیمى. (43)

و این مایه یادآورى (و عظمت) تو و قوم تو است و بزودى سؤال خواهید شد. (44)

از رسولانى که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانى براى پرستش قرار دادیم؟! (45)

ما موسى را با آیات خود به سوى فرعون و درباریان او فرستادیم; (موسى به آنها) گفت: «من فرستاده پروردگار جهانیانم‏» (46)

ولى هنگامى که او آیات ما را براى آنها آورد، به آن مى‏خندیدند! (47)

ما هیچ آیه (و معجزه‏اى) به آنان نشان نمى‏دادیم مگر اینکه از دیگرى بزرگتر (و مهمتر) بود; و آنها را به (انواع) عذاب گرفتار کردیم شاید بازگردند! (48)

(وقتى گرفتار بلا مى‏شدند مى)گفتند: «اى ساحر! پروردگارت را به عهدى که با تو کرده بخوان (تا ما را از این بلا برهاند) که ما هدایت خواهیم یافت (و ایمان مى‏آوریم)!» (49)

اما هنگامى که عذاب را از آنها برطرف مى‏ساختیم پیمان خود را مى‏شکستند! (50)

فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت: «اى قوم من! آیا حکومت مصر از آن من نیست، و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟ آیا نمى‏بینید؟ (51)

مگر نه این است که من از این مردى که از خانواده و طبقه پستى است و هرگز نمى‏تواند فصیح سخن بگوید برترم؟ (52)

(اگر راست مى‏گوید) چرا دستبندهاى طلا به او داده نشده، یا اینکه چرا فرشتگان دوشادوش او نیامده‏اند (تا گفتارش را تایید کنند)؟! (53)

(فرعون) قوم خود را سبک شمرد، در نتیجه از او اطاعت کردند; آنان قومى فاسق بودند! (54)

اما هنگامى که ما را به خشم آوردند، از آنها انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم. (55)

و آنها را پیشگامان (در عذاب) و عبرتى براى دیگران قرار دادیم. (56)

و هنگامى که درباره فرزند مریم مثلى زده شد، ناگهان قوم تو بخاطر آن داد و فریاد راه انداختند. (57)

و گفتند: «آیا خدایان ما بهترند یا او ( مسیح)؟! (اگر معبودان ما در دوزخند، مسیح نیز در دوزخ است، چرا که معبود واقع شده)!» ولى آنها این مثل را جز از طریق جدال (و لجاج) براى تو نزدند; آنان گروهى کینه‏توز و پرخاشگرند! (58)

مسیح فقط بنده‏اى بود که ما نعمت به او بخشیدیم و او را نمونه و الگوئى براى بنى اسرائیل قرار دادیم. (59)

و هرگاه بخواهیم به جاى شما در زمین فرشتگانى قرار مى‏دهیم که جانشین (شما) گردند! (60)

و او ( مسیح) سبب آگاهى بر روز قیامت است. (زیرا نزول عیسى گواه نزدیکى رستاخیز است); هرگز در آن تردید نکنید; و از من پیروى کنید که این راه مستقیم است! (61)

و شیطان شما را (از راه خدا) باز ندارد، که او دشمن آشکار شماست! (62)

و هنگامى که عیسى دلایل روشن (براى آنها) آورد گفت: «من براى شما حکمت آورده‏ام، و آمده‏ام تا برخى از آنچه را که در آن اختلاف دارید روشن کنم; پس تقواى الهى پیشه کنید و از من اطاعت نمایید! (63)

خداوند پروردگار من و پروردگار شماست; (تنها) او را پرستش کنید که راه راست همین است! س‏ذللّه (64)

ولى گروه‏هایى از میان آنها (درباره مسیح) اختلاف کردند (و بعضى او را خدا پنداشتند); واى بر کسانى که ستم کردند از عذاب روزى دردناک! (65)

آیا جز این انتظار دارند که قیامت ناگهان به سراغشان آید در حالى که نمى‏فهمند؟ (66)

دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران! (67)

اى بندگان من! امروز نه ترسى بر شماست و نه اندوهگین مى‏شوید! (68)

همان کسانى که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم بودند. (69)

(به آنها خطاب مى‏شود:) شما و همسرانتان در نهایت شادمانى وارد بهشت شوید! (70)

(این در حالى است که) ظرفها(ى غذا) و جامهاى طلائى (شراب طهور) را گرداگرد آنها مى‏گردانند; و در آن (بهشت) آنچه دلها مى‏خواهد و چشمها از آن لذت مى‏برد موجود است; و شما همیشه در آن خواهید ماند! (71)

این بهشتى است که شما وارث آن مى‏شوید بخاطر اعمالى که انجام مى‏دادید! (72)

و در آن براى شما میوه‏هاى فراوان است که از آن مى‏خورید. (73)

(ولى) مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه مى‏مانند. (74)

هرگز عذاب آنان تخفیف نمى‏یابد، و در آنجا از همه چیز مایوسند. (75)

ما به آنها ستم نکردیم، آنان خود ستمکار بودند! (76)

آنها فریاد مى‏کشند: «اى مالک دوزخ! (اى کاش) پروردگارت ما را بمیراند (تا آسوده شویم)! س‏ذللّه مى‏گوید: «شما در این جا ماندنى هستید!» (77)

ما حق را براى شما آوردیم; ولى بیشتر شما از حق کراهت داشتید! (78)

بلکه آنها تصمیم محکم بر توطئه گرفتند; ما نیز اراده محکمى (درباره آنها) داریم! (79)

آیا آنان مى‏پندارند که ما اسرار نهانى و سخنان درگوشى آنان را نمى‏شنویم؟ آرى، رسولان (و فرشتگان) ما نزد آنها هستند و مى‏نویسند! (80)

بگو: «اگر براى خداوند فرزندى بود، من نخستین پرستنده او بودم!» (81)

منزه است پروردگار آسمانها و زمین، پروردگار عرش، از توصیفى که آنها مى‏کنند! (82)

آنان را به حال خود واگذار تا در باطل غوطه‏ور باشند و سرگرم بازى شوند تا روزى را که به آنها وعده داده شده است ملاقات کنند (و نتیجه کار خود را ببینند)! (83)

او کسى است که در آسمان معبود است و در زمین معبود; و او حکیم و علیم است! (84)

پر برکت و پایدار است کسى که حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است از آن اوست; و آگاهى از قیام قیامت نزد اوست و به سوى او بازگردانده مى‏شوید! (85)

کسانى را که غیر از او مى‏خوانند قادر بر شفاعت نیستند; مگر آنها که شهادت به حق داده‏اند و بخوبى آگاهند! (86)

و اگر از آنها بپرسى چه کسى آنان را آفریده، قطعا مى‏گویند: خدا; پس چگونه از عبادت او منحرف مى‏شوند؟! (87)

آنها چگونه از شکایت پیامبر که مى‏گوید: «پروردگارا! اینها قومى هستند که ایمان نمى آورند س‏ذللّه (غافل مى‏شوند؟!) (88)

پس (اکنون که چنین است) از آنان روى برگردان و بگو: «سلام بر شما»، اما بزودى خواهند دانست! (89)

ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
ناوبری
چاپ/برون‌بری
جعبه‌ابزار