فرخزاد، فروغ/ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد/پرنده مردنی است
از ویکینسک، کتابخانه آزاد.
پرنده مردنی است
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان میروم و انگشتانم را
بر پوست كشیدهی شب میكشم
چراغهای رابطه تاریكند
چراغهای رابطه تاریكند
كسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد كرد
كسی مرا به میهمانی گنجشكها نخواهد برد
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنیست