ژن خودخواه

ویکی‎کتاب، کتابخانهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ژن خودخواه (به انگلیسی: The Selfish Gene) کتابی دربارهٔ فرگشت (تکامل) است که ریچارد داوکینز در سال ۱۹۷۶ (میلادی) نوشت. این کتاب در دنبالهٔ کتاب نخست جرج ویلیامز به نام سازگاری و انتخاب طبیعی نوشته شده‌است. داوکینز اصطلاح ژن خودخواه را برای توضیح تکامل ژن_محور به کار برد، و بر این پایه است که تأثیر تکامل در سطح ژن‌ها بارزتر است و تکامل در سطح جانداران یا جمعیت‌ها هیچگاه بالاتر از انتخاب برپایهٔ ژن‌ها قرار نمی‌گیرد.

بر این اساس، انتظار می‌رود که یک جاندار تا آنجا تکامل یابد که شایستگی کلی‌اش (شمار پخش رونوشت‌های ژن‌هایش) بیشترین حالت ممکن شود. (نه یک جاندار خاص). در نتیجه، به سوی یک استراتژی پایدار تکاملی می‌رود. در این کتاب برای نخستین بار واژهٔ میم به کار رفته‌است. میم واحدهای فرهنگی تکاملی است که شبیه ژن‌ها در محیط زیستی عمل می‌کند. پیشنهاد شده که رونوشت‌برداری خودخواهانه علاوه بر ژن‌ها در فرهنگ‌های انسانی هم برابرهایی دارد. پس از انتشار کتاب، میمتیک موضوع بسیاری از پژوهش‌ها و کتاب‌ها بوده‌است. در سال ۲۰۱۷ در رای‌گیری جشن ۳۰ سالگی جایزه کتاب انجمن سلطنتی بریتانیا در مورد «اثر گذارترین کتاب علمی تمام ادوار تاریخ علم»، برای نخستین بار کتاب «ژن خودخواه» ریچارد داوکینز بالاتر از کتاب «منشاء انواع داروین» و «اصول ریاضیات طبیعی نیوتون» قرار گرفت. کتاب «ژن خودخواه» در ایران با ترجمهٔ دکتر جلال سلطانی از سوی انتشارات مازیار (۱۳۹۶) منتشر شده و در عرض ۷ ماه به چاپ سوم رسیده‌است.

تا پیش از داوکینز اکثر زیست شناسان معتقد بودند جانوران و حتی انسان، فداکاری را به طور غریزی برای حفظ «گونه» خود انجام می‌دهند. مثلا زنبور کارگر، جان خود را در راه نجات ملکه فدا می‌کند تا گونه‌‌اش حفظ شود. یا مادرها فداکاری می‌کنند تا نسلِ گونه‌شان از خطر انقراض در امان باشد. اما داوکینز در مقابل چنین استدلالی این سوال را مطرح می‌کند که چگونه تعیین می‌شود کدام سطح از همه مهم‌تر است؟ اگر انتخاب، بین گروه‌های درون یک گونه و بین گونه‌ها صورت می‌گیرد چرا این روند بین گروه‌های بزرگتر برقرار نباشد؟ گونه‌ها با هم یک جنس، جنس‌ها با هم یک تیره و تیره ها با هم یک رده را تشکیل می‌دهند.

داوکینز می‌گوید:

من استدلال خواهم کرد که واحد اصلیِ انتخاب و بنابراین واحد منافع شخصی، نه گونه، نه گروه و نه حتی خود فرد، بلکه ژن است. ژن هایی که بصورت مجموعه‌هایی بزرگ درون ربات‌های بزرگ و سنگینی که من و شما هستیم به حیات خود ادامه داده و با کنترل از راه دور، از آن به نفع خود استفاده می‌کنند.

ما ماشین‌های بقای آنها هستیم، اما «ماشین‌های بقای موقت» چراکه ژن‌ها بالقوه، عمری بسیار طولانی دارند و عمر ما در مقایسه با آنها بسیار کوتاه است. با پایان عمر ما، ژن ها در پیکر فرزندان و نسلهای بعد از ما به حیات خود ادامه خواهند داد.

هر یک از ما وسیلۀ نقلیه ای هستیم که ژن ها بخشی از مسیرشان را با ما طی می‌کنند سپس در ایستگاه پایانی پیاده و سوارِ وسیلۀ نقلیۀ بعدی که ورژن جدیدتری از ماست می‌شوند. بنابراین هر ژن را می‌توان به صورت واحدی در نظر گرفت که از میان نسل هایِ پشت در پشت گذشته و زنده مانده است.