آموزش زبان فرانسوی

ویکی‎کتاب، کتابخانهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

زبان فرانسه

زبان فرانسه پس از زبان‌های اسپانیایی و پرتغالی سومین زبان پرگویش و از خانوادهٔ زبان‌های رومیایی است. جمعا حدود ۱۲۸ میلیون نفر به این زبان صحبت می‌کنند اما تنها ۶۷ میلیون نفر آنان گویش‌وران مادری این زبان هستند. با این حساب از لحاظ تعداد گویش‌وران مادری, زبان فرانسوی رتبهٔ هجدهم در جهان را داراست اما از لحاظ گویش‌وران روزمره رتبهٔ نهم را دارد. زبان فرانسوی, زبان رسمی ۲۹ کشور است و می‌‌توان گفت پیش از جنگ جهانی دوم بخصوص در زمینه‌های مثل دیپلماسی,تجارت, و حمل و نقل, زبان بین المللی به حساب می‌‌آمد. در کشور ما از دیرباز زبان فرانسه آموزش داده می‌شده و در دوره قاجار به عنوان زبان دوم بعد از فارسی بکار می رفته است ، با اعزام دانشجویان به کشور فرانسه برای تحصیل در رشته های مختلف در زمان رضاخان این اعتبار و گسترش بیشتر از قبل قابل مشاهده بوده است ، تا آنجا که دانستن زبان فرانسه (کتاب زبان فرانسه) در خانواده های متمول و رجال یک ضرورت محسوب شده و اکثر فرزندان این خانواده ها از معلمین خصوصی برای آموزش این زبان بهره می‌برده‌اند . در سالهای اخیر نیز استقبال فراوانی از این زبان بعمل می آید و دانشگاهها و موسسات خصوصی و غیر خصوصی زیادی به آموزش این زبان می پردازند.

واژه های مشترک بین زبان فرانسه و فارسی

واژه‌های دارای ریشه‌ی فرانسوی که در زبان فارسی معمول شده‌اند و بصورت وامواژه‌هایی درآمده‌اند، به فراوان یافت می‌شوند. دلیل آن شاید به دوران قاجار برگردد که عمده‌ی روابط ایران و غرب، با فرانسویان بوده‌است. برخی از این کلمات و معادلِ فرانسوی آن در زیر فهرست شده‌اند:

الف

ادکلن(eau de cologne)

اپل (épaule) به معنی شانه

اپیدمی (épidémie) به معنی بیماری همه گیر

اتیکت (étiquette) به معنی اداب‌، ایین‌ معاشرت‌، رسوم‌

اشانتیون (échantillon) به معنی نمونه

اشل (échelle) به معنی نردبان

اکران (écran)

اکیپ (équipe)

املت (omelette)

اُوٍرت (ouvert) به معنی باز (open).

اورژانس (urgence)

اوریون (oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده است.

ایده (idée)

آباژور (abat-jour)

آبسه (abcès) به معنی چرک و ورم چرکی

آژان (agent)

آژانس (agence)

آسانسور (ascenseur)

آلرژی (allergie)

آمپول (ampoule)

آناناس (ananas)

آنکادر کردن (encadrer)

آوانتاژ (avantage) به معنی فایده و منفعت است.

آوانس (avance)


ب

باکتری (bactérie)

بالکن (balcon)

بانداژ (bandage)

بلیط (billet) که در زبان فرانسه "بیه" تلفظ می‌شود

برس (brosse)

بروشور (brochure)

بلوز (blouse)

بن ساله (bon salé) به معنی خوش نمک

بوروکراسی (bureaucratie) که از ریشه bureau به معنی میز و دفتر کار ایجاد شده است.

بوفه (buffet)

بولتن (bulletin)

بیسکویت (biscuit) به معنی دوبار پخته شده bis به معنی دوباره و cuit به معنی پخته شده است!

بیگودی (bigoudis)


پ

پاپیون (papillon) به معنی پروانه

پاتیناژ (patinage)

پاساژ (passage)

پاندول (pendule)

پانسمان (pansement)

پاویون (pavillon)

پروژه (projet)

پروسه (process)

پلاک (plaque)

پلاکارد (placard) به معنی پوستر و نیز به معنی کابینت است plat به معنی بشقاب یا ظرف مسطح است.

پماد (pommade)

پنس (pinces)

پورتفوی (portefeuille) به معنی کیف اسناد وکیف پول است.

پونز (punaise)

پوئن (point) به معنای امتیاز

پیژامه (pyjama)

پیست (piste)


ت

تابلو (tableau)

تن (ماهی) (thon)

توالت (toilette)

تومور (tumeur)

تیره یا خط تیره (tiret)

تیراژ (tirage)


د

دز (dose)

دوش (douche) فعل se doucher به معنای دوش گرفتن است

دیسک (disque)

دیسکت (disquette)



ر

رادیاتور (radiateur)

رژیم (régime)

رفراندوم (référendum)

رفوزه (refusé)

روبان (ruban)

روب‌دشامبر (robe de chambre) به معنی لباس خانه.


ژ

ژامبون (jambon) از واژه jambe به معنی ساق پا گرفته شده است.

ژانر (genre)

ژست (geste)

ژله (gelée)

ژوپ (jupe) به معنی دامن و minijupe به معنی دامن کوتاه است.

ژورنال (journal) به معنی روزنامه. jour به معنی روز است.

ژیله (gilet)


س

ساتن (satin)

سالن (salon)

سس (sauce)

سنکوپ (Syncope)

سوتین (soutien gorge)

سوژه (sujet)


ش

شاپو (chapeau)

شارلاتان (charlatan)

شاسی (châssis)

شال (châle)

شانس (chance)

شانتاژ (chantage) ریشه آن فعل chanter به معنی آواز خواندن است

شوالیه (chevalier) به معنی اسب سوار و Cheval به معنی اسب است

شوسه (chaussée) به معنی جاده و سواره رو است و chaussure به معنی کفش است.

شوفاژ (chauffage)

شوفر (Chauffeur)

شومینه (cheminée)


ص

صابون (savon)

صندل (sandale)


ط

طلق (talc)


ف

فابریک (fabrique) به معنی کارخانه

فلش (flèche)

فویل (feuille) به معنی ورقه یا برگه.



ک

کاپوت (capot)

کادو(cadeau )

کارتابل (cartable) به معنی کیف مدرسه

کاسکت (Casquette)

کافه (café)

کافه گلاسه (café glacé)

کامیون (camion)

کامیونت (camionnette)

کاناپه (canapé)

کتلت (côtelette) از واژه côte به معنی دنده بوجود آمده است.

کراوات (cravate)

کرست (corset)

کریدور (corridor)

کلیه (Collier) به معنی گردن‌بند و cou به معنی گردن است.

کمدی (comédie)

کنسانتره (concentré)

کنسرو (conserve)

کنسرواتور (conservateur) به معنی نگهبان و محافظ است

کنکور (concours)

کودتا (Coup d'État)

کوران (courant) به معنی جریان بیشتر برای جریان هوا به کار می‌رود.

کورس (course)

کوسن (coussin) به معنی نازبالش


گ

گاراژ (garage) از فعل garer به معنی نگهداشتن یا پارک کردن گرفته شده است

گارسون (garçon)

گیشه (guichet)


ل

لژ (loge)

لوستر (lustre)

لیسانس (licence)


م

مامان

مانتو (manteau)

مانکن (mannequin)

مایو (maillot)

مبل (meuble)

مرسی (merci)

مزون (maison) به معنی خانه است

مغازه (magasin) خود در اصل از عربی مخزن.

موزه (musée)

موکت (moquette)

میزانسن (mise en scene)

میلیارد (milliard)


ن

نایلون (nylon)


و

وانیل (vanille)

ویتامین (vitamine)

ویترین (vitrine)

ویراژ (virage)

ویلا (villa)