بررسی موردهایی از اخلاق حرفهای/شرکت یونیون کاربید و فاجعه شهر بوپال

در ساعتهای نخستین روز سوم دسامبر ۱۹۸۴ در شهر بوپال هند ۴۱ تن متیل ایزوسیانات از کارخانه یونیون کاربید (UCIL) به بیرون نشت کرد. گاز سمی به سرعت در مناطق اطراف منتشر شد و نزدیک به ۳۵۰۰ نفر را بیدرنگ از پا در آورد. بسیاری از جان به در بردگان، از آثار سمی گاز منتشر شده آسیب دیدند و پیامدهای این فاجعه حتی تا امروز نیز مشاهده میشود. نه تنها بچههای قربانیان این حادثه دچار نقص شدهاند بلکه منابع آبی و غذایی شهر بوپال نیز آلوده شده است.
فاجعه بوپال بزرگترین فاجعه صنعتی جهان محسوب میشود. بر سر علت دقیق رخداد این فاجعه توافق وجود ندارد اما شواهد نشان میدهد تصمیمگیریهای بحثبرانگیز شرکت یونیون کاربید سبب این حادثه شده است.
زمینه
[ویرایش]یونیون کاربید آمریکا و نمایندگیش در هند
[ویرایش]شرکت یونیون کاربید یک شرکت صنایع شیمیایی و پلیمری است که به خاطر محصولهایش مثل رنگ، بستهبندی، کابل و سیم، لوازم خانگی، لوازم بهداشتی و دارو معروف شده است. شرکت یونیون کاربید با سرمایهگذاری در هند در سال ۱۹۳۴ و تاسیس UCIL در این کشور یکی از نخستین شرکتهایی بود که اقدام به سرمایهگذاری در هند نمود. کارخانه UCIL واقع در شهر بوپال هند به منظور فرآوری و پخش حشرهکش Sevin (نام تجاری یونیون کاربید برای کارباریل) در سال ۱۹۶۹ تاسیس شد. آفتکش Sevin در آن زمان به دلیل اینکه جمعیت هند در حال رشد بود و کشاورزی به شدت به این محصول نیاز داشت بسیار به کار آمد.
دو مسیر برای تولید کارباریل وجود دارد:


- در فرآیند اول برای تولید محصول نیاز به استفاده از متیل ایزوسیانات به عنوان واسطه واکنش است.
- در فرآیند دوم، مسیر واکنش تغییر میکند و دیگر نیازی به استفاده از متیل ایزوسیانات نیست.
متیل ایزوسیانات
[ویرایش]متیل ایزوسایانات مایعی بسیار واکنشدهنده است. این ماده با آب واکنش داده و اوره غیر سمی و مقدار زیادی دیاکسید کربن تولید میکند. تماس با متیل ایزوسایانات میتواند به چشم، ریه و پوست آسیب برساند. تماس با غلظتهای بالای گاز متیل ایزوسانات میتواند آسیب کشنده به ریهها وارد کند.
عزیزا سلطان یکی از نجاتیافتگان در مورد اثرات متیل ایزوسیانات میگوید:
«در ساعت ۱۲:۳۰ با صدای سرفههای کودکم از خواب بیدار شدم. در روشنایی کم دیدم که اتاق پر از ابر سفید شده است. صدای مردم را شنیدم که فریاد میزدند. آنها فریاد میزدند فرار کنید، فرار کنید. آنگاه شروع به سرفه کردن کردم طوری که در آتش نفس میکشیدم. چشمهایم نیز خارش میکردند.»
یکی دیگر از نجاتیافتگان به نام چامپا دوی چوکلا میگوید:
«احساس میکردیم یک نفر با فلفل قرمز بدن ما را پر کرده باشد، چشمانمان اشک میریختند و آب بینیهایمان میچکید، دهانمان کف کرده بود. از شدت سرفه به خود میپیچیدیم».
مکان کارخانه
[ویرایش]کارخانه یونیون کاربید هند (UCIL) در مرکز شهر بوپال نزدیک به ایستگاه قطار واقع شده بود. پس از احداث واحد متیل ایزوسیانات پیشنهاد شد کارخانه را به بیرون از شهر انتقال دهند. با این وجود به دلیل نزدیکی به ایستگاه راهآهن پافشاری کردند از همان مکان کنونی استفاده کنند. در سال ۱۹۸۴ جمعیت بوپال به ۸۰۰۰۰۰ تن افزایش یافت و دیگر دورتادور کارخانه، منطقه مسکونی بود. علاوه بر این زاغههای بسیاری در نزدیکی کارخانه شکل گرفته بودند. با وجود همه این عوامل هیچ تمهیداتی برای تخلیه در مواقع اضطراری در نظر گرفته نشده بود.