ویکی‌مدرسه/ادبیات فارسی ۲ پایه یازدهم

ویکی‎کتاب، کتابخانهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو


معنی شعر درس اول فارسی دهم[ویرایش]

گشت یكی چشمه ز سنگی جدا غلغله زن ، چهره نما ، تیز پا

قلمرو فکری :چشمه ای پرخروش و مغرور و شتابان از زیر سنگ به جریان افتاد.

قلمرو ادبی :چهره نما :کنایه از عبور کردن با غرور و تفاخر

قلمرو زبانی : چهره نما : خود نما


گه به دهان بر زده كف چون صدف گاه چو تیری كه رود بر هدف

قلمرو فکری : گاهی کفی چون صدف سفید بر دهن گرفته و گاهی چون تیر بسوی هدف سریع می رفت.

قلمرو ادبی :کف بر دهان زدن :کنایه از سفیدی تیر برهدف : کنایه از سریع و مستقیم رفتن چون صدف : تشبیه جناس : صدف و هدف تناسب : دهان و کف


گفت : درین معركه یكتا منم تاج سر گلبن و صحرا منم

قلمرو فکری :چشمه گفت: من در این معرکه یکتا و یگانه هستم و مایه ی افتخار گلبن و صحرا می باشم.

قلمرو ادبی :تاج سر بودن : کنایه از مایه ی افتخار تاج و سر / گلبن و صحرا : تناسب سر گلبن و صحرا : تشخیص گلبن مجاز از : باغ

قلمرو زبانی: معرکه : میدان گلبن : بوته گل


چون بدوم ، سبزه در آغوش من بوسه زند بر سر و بر دوش من

قلمرو فکری :وقتی به راه می افتم سبزه در آغوشم قرار می گیرد و بر سر و دوش من بوسه می‌زند.

قلمرو ادبی : سر و دوش: تناسب دویدن و بوسه زدن سبزه: تشخیص بر ،سر و در : جناس


چون بگشایم ز سر مو ، شكن ماه ببیند رخ خود را به من

قلمرو فکری :اگر موج نداشته باشم و آرام باشم ماه رخ خود را در من می بیند.

قلمرو ادبی :شکن : استعاره از موج مو : استعاره از آب چشمه (دانش آموزان هنوز استعاره نياموخته اند . پس گفتن آن ضروری نیست ) مصراع اول :کنایه از آرام شدن مو و شکن :تناسب بیت دارای تشخیص و تشبیه پنهان است.

قلمرو زبانی : شکن : تاب و پیچش مو

قطره ی باران ، كه در افتد به خاك زو بدمد بس كوهر تابناك در بر من ره چو به پایان برد از خجلی سر به گریبان برد

قلمرو فکری :وقتی قطره ی باران روی زمین می افتد گل‌ها و گیاهان زیادی را می رویاند اما وقتی در دامن من (چشمه) می افتد خجالت زده و محو می‌شود.

قلمرو ادبی معنی شعر درس اول فارسی دهم : خاک:مجاز گوهر : مجاز (مجاز در درس نهم مطرح می شود پس آموزش آن در این درس ضرورتی ندارد ) ره به پایان بردن و سر به گریبان بردن : کنایه در و بر:جناس سرقطره :تشخیص

بیت شش تلمیح به باور عامیانه : تبدیل قطره به در

ابر ، زمن حامل سرمایه شد باغ ،‌ز من صاحب پیرایه شد

قلمرو فکری :سرمایه ی ابر از منست و زیبایی باغ به سبب وجود منست.

قلمرو ادبی : باغ و پیرایه :تناسب سرمایه ی ابر- پیرایه ی باغ : تشخیص

گل ، به همه رنگ و برازندگی می كند از پرتو من زندگی

قلمرو فکری :زندگی گل با همه ی رنگارنگی و زیبایی از وجود منست.

قلمرو ادبی : نغمه ی حروف: گ زندگی گل :تشخیص پرتوی من :تشبیه پنهان از پرتو کسی زیستن : کنایه از نیازمند او بود

در بن این پرده ی نیلوفری كیست كند با چو منی همسری ؟

قلمرو فکری معنی شعر درس اول فارسی دهم :در زیر این فلک نیلوفری(آسمان ) چه کسی میتواند با من رقابت کند؟!

قلمرو ادبی :پرده ی نیلوفری : کنایه از : فلک و آسمان همسری کردن: کنایه از برابری و رقابت بیت دارای اغراق و استفهام انکاری نیز می باشد. قلمرو زبانی : همسری : برابری

زین نمط آن مست شده از غرور رفت و ز مبدا چو كمی گشت دور دید یكی بحر خروشنده ای سهمگنی ، نادره جوشنده ای

قلمرو فکری :بدین‌گونه آن مست شده از غرور (چشمه) رفت و وقتی کمی از سرچشمه خود دور شد، دریای خروشنده ،ترسناک و جوشنده‌ای دید.

?نعره بر آورده ، فلك كرده كر دیده سیه كرده ،‌شده زهره در

قلمرو فکری :از صدای خروش دریا گوش فلک کر شده و بسیار ترسناک بود و مایه ی تعجب شده بود.

قلمرو ادبی : نعره ی دریا :تشخیص در و کر: جناس دیده سیه کردن: کنایه از خشمگین شدن یا متحیر شدن زهره پاره شدن : کنایه از ترسیدن

راست به مانند یكی زلزله داده تنش بر تن ساحل یله

قلمرو ادبیمعنی شعر درس اول فارسی دهم :مانند زلزله :تشبیه تن ساحل و دریا :تشخیص قلمرو زبانی معنی شعر درس اول فارسی دهم : یله : تکیه (در این بيت)

چشمه ی كوچك چو به آنجا رسید وان همه هنگامه ی دریا بدید خواست كزان ورطه قدم دركشد خویشتن از حادثه برتر كشد

قلمرو ادبی :نغمه ی حروف : ه دیدن و قدم درکشیدن برای چشمه: تشخیص قدم در کشیدن : کنایه از عقب نشینی

قلمرو زبانی : ورطه : گرداب ،مهلکه

لیك چنان خیره و خاموش ماند كز همه شیرین سخنی گوش ماند

قلمرو ادبی : گوش ماند: کنایه از سکوت شیرین سخنی: حسامیزی

گوش و سخن: تناسب گوش مجاز از : شنیدن

منابع[ویرایش]

معنی شعر درس اول فارسی دهم